تبلیغات
مطالب اینترنتی - داستان زیبای پزشک پاکستانی به نام دکتر ایشان
 
مطالب اینترنتی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان


گاهی آنقدر فشار مشکلات زیاد می شود که انسان از همه چیز نا امید می شود و فکر می کند دیگر راهی برای او باقی نمانده . اما ما در این داستان پزشک پاکستانی به شما نشان میدهیم که تا آخرین لحظه نباید انسان امیدش را از دست بدهد و اگر خدا بخواهد همه چیز درست می شود.

داستان پزشک پاکستانی

پزشک و جراح مشهوری در پاکستان به نام ایشان برای شرکت در یک کنفرانس علمی که برای بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی‌اش برگزار می‌شد، با عجله به
فرودگاه رفت. مدتی بعد از پرواز ناگهان اعلام کردند که بخاطر اوضاع نامساعد هوا و رعد و برق و صاعقه، که باعث از کارافتادن یکی ازموتورهای هواپیما شده، مجبورند فرود اضطراری در نزدیکترین فرودگاه را داشته باشند. بعد از فرود، دکتر بلافاصله به اطلاعات پرواز رفت و خطاب به آنها گفت: «من یک پزشک متخصص جهانی هستم و هر دقیقه برای من برابر با جان خیلی از انسانهاست و شما می‌خواهید من ۱۶ساعت تو این فرودگاه منتظر هواپیما بمانم؟»

داستان پزشک پاکستانی

داستان پزشک پاکستانی و پیرزن

یکی از کارکنان گفت: «جناب دکتر، اگر خیلی عجله دارید می‌توانید یک ماشین
دربست بگیرید، تا مقصد شما سه ساعت بیشتر نمانده است.»
دکتر ایشان با کمی درنگ پذیرفت و ماشینی را کرایه کرد و براه افتاد که ناگهان
در وسط راه اوضاع هوا نامساعد شد و بارندگی شدیدی شروع شد بطوری که
ادامه رانندگی برایش مقدور نبود. ساعتی رفت تا اینکه احساس کرد دیگر راه
را گم کرده و خسته، کوفته و درمانده و با ناامیدی به راهش ادامه داد که ناگهان
کلبه ای کوچک توجه او را به خود جلب کرد. کنار اون کلبه توقف کرد و در را زد.
صدای پیرزنی را شنید که گفت: «بفرما داخل هر که هستی، در باز است.»

دکتر داخل شد و از پیرزن که زمین‌گیر بود خواست که اجازه دهد از تلفنش استفاده کند.
پیرزن خنده‌ای کرد و گفت: «کدام تلفن فرزندم؟ اینجا نه برقی هست و نه تلفنی.
ولی بفرما و استراحت کن و برای خودت استکانی چای بریز تا خستگی بدر کنی
و کمی غذا هم هست بخور تا جان بگیری.»

ماجرای پزشک پاکستانی و پیرزن

دکتر از پیرزن تشکر کرد و مشغول خوردن شد. در حالی که پیرزن مشغول خواندن نماز
و دعا بود دکتر متوجه طفل کوچکی شد که بی‌حرکت بر روی تختی نزدیک پیرزن
خوابیده بود و پیرزن هر از گاهی بین نمازهایش او را تکان می‌داد. پیرزن مدتی
طولانی به نماز و دعا مشغول بود، که دکتر رو به او گفت: «بخدا من شرمنده
این لطف و کرم و اخلاق نیکوی تو شدم، امیدوارم که دعاهایت مستجاب شود.»

پیرزن گفت: «و اما شما، رهگذری هستید که خداوند به ما سفارش شما را کرده است. ولی دعاهایم همه قبول شده است بجز یک دعا.»
دکتر ایشان گفت: «چه دعایی؟»

پیرزن گفت: «این طفل معصومی که جلو چشم شماست نوه من هست که نه پدر دارد و نه مادر و به یک بیماری مزمنی دچارشده که همه پزشکان اینجا از علاج آن عاجز هستند. به من گفته‌اند که یک پزشک جراح بزرگی بنام دکتر ایشان هست که او قادر به علاجش هست، ولی او خیلی از ما دور هست و دسترسی به او مشکل هست و من هم نمی‌توانم این بچه را پیش او ببرم. می‌ترسم این طفل بیچاره و مسکین خوار و گرفتار شود. پس از خدا خواسته‌ام که کارم را آسان کند!»

دکتر ایشان در حالی که گریه می‌کرد گفت: «به والله که دعای تو، هواپیماها را از کار انداخت و باعث زدن صاعقه‌ها شد و آسمان را به باریدن واداشت تا اینکه من دکتر را بسوی تو بکشاند و من هرگز باور نداشتم که الله عز و جل با یک دعایی این چنین اسباب را برای بندگان مؤمنش مهیا می‌کند و بسوی آنها روانه می‌کند.»
وقتی که دست‌ها از همه اسباب کوتاه می‌شود، فقط پناه بردن به آفریدگار زمین و آسمان بجا می‌ماند.

بد نیست درباره کشور پاکستان بیشتر بدانید

داستان پزشک پاکستانی

داستان پزشک پاکستانی دکتر ایشان

نام رسمی: جمهوری اسلامی پاکستان

قانون اساسی جدید پاکستان که در سال ۱۹۷۳ به تصویب رسید این کشور را جمهوری اسلامی اعلام نموده است.

۱- جغرافیای طبیعی و انسانی:

موقعیت سرزمینی پاکستان:

جمهوری اسلامی پاکستان کشوری در جنوب آسیا با مساحت ۸۰۳۹۴۳ کیلومتر مربع به مرکزیت اسلام آباد در موقعیت جغرافیائی۳۰ درجه عرض شمالی و ۷۰ درجه طول شرقی واقع شده که از شمال با افغانستان و چین،از شمال غربی با افغانستان،از شمال شرقی و مشرق با هند و از مغرب با ایران همسایه است و از جنوب و جنوب غربی نیزبه دریای عمان محدود می‌شود.

مساحت پاکستان (بدون احتساب کشمیر آزاد) ۷۹۶۰۹۵ کیلومتر مربع است.

تقسیمات استانی پاکستان نیز شامل اسلام آباد، پنجاب، سند، سرحد، بلوچستان و مناطق قبایلی است. سهم سرزمینی ۵ ایالت پنجاب ۹/۲۵% ، سند ۷/۱۷%، سرحد ۴/۹%، بلوچستان ۶/۳۳% و مناطق قبایلی ۴/۳% است.

از نظر جغرافیایی می توان پاکستان را به سه بخش عمده تقسیم کرد که این سه بخش عبارت است از ۱- منطقه کوهستانی شمالی که محل تقاطع سه رشته کوه عظیم جهان (هندوکش، قراقروم و هیمالیا) بوده ۲- فلات بزرگ بلوچستان که در جنوب غربی به طور پراکنده گسترش یافته ۳- دشت های پنجاب و سند در اطراف رود سند

یکی بود و رواق الحجاج



لینک منبع

مطلب داستان زیبای پزشک پاکستانی به نام دکتر ایشان در سایت مفیدستان.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه